واژههای فارسی←خدمت انجام دادنفرهنگ آریانپورخدمت انجام دادن#۷۹٬۰۳۴شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱serveخدمت کردن، خدمت انجام دادن، به کار رفتن، به درد خوردن، (در بازى) توپ را زدنواژههای نزدیک در الفباخدمت - جبران -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیخدمت - سر -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیخدمت - وابسته به-مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیخدمت (2)مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیخدمت اجباریمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیخدمت اجباریمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر