فرهنگ آریان‌پور

خپله

#۷۸٬۸۰۸

معنی‌های انگلیسی
۱

podgy

خپله، چاق، گوشتالو

۲

pudgy

خپله، چاق، گوشتالو

۳

squab

خپله، چاق و چله، تپلى، کوسن، نیمکت، جوجه

۴

chubby

خپله، چاق، گوشتالو، پهن رخسار

۵

stumpy

خپله، کوتاه و پهن، پر از کنده درخت

۶

chunky

خپله و چاق rolypoly

۷

dumpy

کوتاه، خپله، گردن کلفت

۸

knurl

گره، برآمدگى، تپه، قبه، دانه، کنگره، آلت کنگره سازى، کنگره دار کردن، خپله

۹

stump

کنده درخت، ریشه (دندان)، ته سیگار، بیخ و بن، صداى افتادن چیز سنگین، سقوط با صداى سنگین، خپله، کوتاه قد، خسته و کوفته، از پا درآمده، بریدن، قطع کردن، سنگین افتادن، گیج کردن، دست پاچه شدن

۱۰

rotund

گوشتالو، خپله، تپل، گلوله وار، پر آب و تاب

۱۱

squatty

ضخیم، خپله، کلفت

۱۲

squat

چمباتمه زدن، قوز کردن، محل چمباتمه زنى، چاق و خپل

۱۳

stocky

کوتاه، کلفت، چارشانه، خشن، قوى

۱۴

stubby

پر از کنده درخت، ریشه دار، سیخ سیخ، زبر

۱۵

thickset

انبوه، پرپشت، تنگ هم، تنگ، کلفت، قطور