خبیث
#۷۸٬۸۰۰
miscreant
بى وجدان، (آدم) پست، (آدم) خدا نشناس، (شخص) بى دین، رافضى، بدعت گذار، خبیث
dark
تاریک، تیره، تیره کردن، تاریک کردن
evil
بد، زیان آور، مضر، شریرانه، بدى، زیان
foul
ناپاک، پلید، شنیع، ملعون، غلط، نادرست، خلاف، طوفانى، حیله، جرزنى، بازى بى قاعده، ناپاک کردن، لکه دار کردن، گوریده کردن، چرک شدن، به هم خوردن، گیر کردن، نارو زدن (در بازى) ـ
mean
(past: meant ; past participle: meant) ـ میانه، متوسط، وسطى، واقع دروسط، حد وسط، میانه روى، اعتدال، منابع درآمد، عایدى، پست فطرت، بدجنس، آب زیرکاه، قصد داشتن، مقصود داشتن، هدف داشتن، معنى و مفهوم خاصى داشتن، معنى دادن، میانگین
black
سیاه، تیره، سیاه شده، چرک و کثیف، زشت، تهدید آمیز، عبوسانه، سیاهى، دوده، لباس عزا، سیاه رنگ، سیاه رنگى، سیاه کردن
devil
شیطان، روح پلید، تند و تیز کردن غذا، با ماشین خرد کردن، نویسنده مزدور
caitiff
(captive =) ـ اسیر، دستگیر، ترسو، نامرد
demoniac
دیوانه وار، دیوسان، شیطانى، دیوى
evildoer
بدکار
fiendish
دیوسان، شیطانى
perverse
منحرف، در خطا، گمراه، هرزه، فاسد
bastardly
حرامزاده، جازده
reprobate
مردود، فاسد، بد اخلاق، هرزه، محرومیت