فرهنگ آریان‌پور

خبره شدن

#۷۸٬۷۸۵

معنی‌های انگلیسی
۱

master

ارباب، کارفرما، صاحب، ماهر شدن، دانشور، چیره دست، استاد، رئیس، مدیر، مرشد، پیر، خوب یاد گرفتن، استاد شدن، تسلط یافتن بر، رام کردن