فرهنگ آریان‌پور

خبره

#۷۸٬۷۷۸

معنی‌های انگلیسی
۱

connoisseur

خبره

۲

critic

نقدگر، نکوهشگر، سخن سنج، نقاد، انتقاد کننده، کارشناس، خبره

۳

expert

ویژه گر، ویژه کار، متخصص، کارشناس، ماهر، خبره

۴

ace

تک خال، آس، ذره، نقطه، درشرف، ذره اى مانده (به)، (مجازى) ستاره یا قهرمان تیم هاى بازى، رتبه ى اول، خلبانى که حداقل 5 هواپیماى دشمن را سرنگون کرده باشد، تک خال زدن (شیمى) پیشوندى است مشتق از کلمه acetic به معنى " داراى جوهر سرکه " که به صورت ترکیب با سایر کلمات مى آید au fait

۵

sharp

تیز، هشیار، دیز، نوک دار، تند، زننده، زیرک، تیز کردن sharp خودمانی‌

۶

shark

(جانور شناسى) سگ دریایى، کوسه ماهى، متقلب، گوش برى، گوش برى کردن

۷

judge

قضاوت کردن، داورى کردن، فتوى دادن، حکم دادن، تشخیص دادن، قاضى، دادرس، کارشناس

۸

master

ارباب، کارفرما، صاحب، ماهر شدن، دانشور، چیره دست، استاد، رئیس، مدیر، مرشد، پیر، خوب یاد گرفتن، استاد شدن، تسلط یافتن بر، رام کردن واژه هاى شامل

۹

virtuoso

هنرشناس، خوش قریحه، داراى ذوق هنرى، هنرمند عامیانه‌

۱۰

familiar

آشنا، وارد در، مانوس، خودى، خودمانى

۱۱

authority

قدرت، توانایى، اختیار، اجازه، اعتبار، نفوذ، مدرک یا ماخذى از کتاب معتبریا سندى، نویسنده ى معتبر، منبع صحیح و موثق، (در جمع) اولیاء امور

۱۲

cognoscente

متخصص در آثار هنرى، عتیقه شناس

۱۳

experienced

ورزیده، با تجربه