فرهنگ آریانپور
خبرکشی کردن
#۷۸٬۷۶۴
tell
(past: told ; past participle: told) ـ گفتن، بیان کردن، نقل کردن، فاش کردن، تشخیص دادن، فرق گذاردن، فهمیدن
gossip
شایعات بى اساس، شایعات بى پر و پا، درى ورى، اراجیف، بد گویى، سخن چینى، شایعات بى اساس دادن، درى ورى گفتن یا نوشتن، سخن چینى کردن، خبر کشى کردن
squeal
جیغ ممتد، جیغ، داد، دعوا، نزاع، فریاد، جیغ کشیدن (مثل خوک)، فاش کردن