فرهنگ آریان‌پور

خبرکشی‌ کردن

#۷۸٬۷۶۴

معنی‌های انگلیسی
۱

tell

(past: told ; past participle: told) ـ گفتن، بیان کردن، نقل کردن، فاش کردن، تشخیص دادن، فرق گذاردن، فهمیدن

۲

gossip

شایعات بى اساس، شایعات بى پر و پا، درى ورى، اراجیف، بد گویى، سخن چینى، شایعات بى اساس دادن، درى ورى گفتن یا نوشتن، سخن چینى کردن، خبر کشى کردن

۳

squeal

جیغ ممتد، جیغ، داد، دعوا، نزاع، فریاد، جیغ کشیدن (مثل خوک)، فاش کردن