فرهنگ آریان‌پور

خبردادن

#۷۸٬۷۵۲

معنی‌های انگلیسی
۱

tip

پول چاى، انعام، اطلاع محرمانه، ضربت آهسته، نوک گذاشتن، نوک دار کردن، کج کردن، سرازیر کردن، یک ور شدن، انعام دادن، محرمانه رساندن، نوک، سرقلم، راس، تیزى نوک چیزى

۲

inform

آگاهى دادن، مستحضر داشتن، آگاه کردن، گفتن، اطلاع دادن، چغلى کردن، آگاه ساختن، مطلع کردن

۳

report

گزارش، گزارش دادن، شهرت، انتشار، صدا

۴

notify

اخطار کردن، آگاه ساختن، آگاهى دادن، اعلام کردن