فرهنگ آریان‌پور

خبرچین

#۷۸٬۷۴۷

معنی‌های انگلیسی
۱

fink

خبرچین، اعتصاب شکن، جاسوسى کردن

۲

earful

بازگوى خبر، خبرچین

۳

newsmonger

(gossipy =) ـ خبرکش، خبرچین

۴

snitch

خبرکش، دله دزدى کردن، کش رفتن talebearer collaborationist

۵

informer

آگاه گر، آگاهگر، مخبر، خبر رسان، کارآگاه، جاسوس، سخن چین

۶

informant

آگاه گر، آگاهى دهنده، خبر رسان، مخبر، شکل دهنده

۷

blabbermouth

حرف، وراج، پرگو