فرهنگ آریانپور
خبرچین
#۷۸٬۷۴۷
fink
خبرچین، اعتصاب شکن، جاسوسى کردن
earful
بازگوى خبر، خبرچین
newsmonger
(gossipy =) ـ خبرکش، خبرچین
snitch
خبرکش، دله دزدى کردن، کش رفتن talebearer collaborationist
informer
آگاه گر، آگاهگر، مخبر، خبر رسان، کارآگاه، جاسوس، سخن چین
informant
آگاه گر، آگاهى دهنده، خبر رسان، مخبر، شکل دهنده
blabbermouth
حرف، وراج، پرگو