فرهنگ آریان‌پور

خبر کش

#۷۸٬۷۳۲

معنی‌های انگلیسی
۱

rumormonger

هوچى، خبر کش، کسى که شایعه مى سازد

۲

fink

خبرچین، اعتصاب شکن، جاسوسى کردن

۳

shift

تغییرمکان، نوبت کار، مبدله، تغییردادن، تغییر مکان، انتقال، تغییر جهت، بوش، تناوب، نوبت، تعویض، نوبتى، استعداد، ابتکار، تعبیه، نقشه خائنانه، حقه، توطئه، پخش کردن، تعویض کردن، تغییر مکان دادن، انتقال دادن، تغییر مسیر دادن

۴

stratagem

حیله جنگى، تدبیر جنگى، لشکر آرایى، تمجید