فرهنگ آریان‌پور

خبر دادن علیه‌ کسی

#۷۸٬۷۲۲

معنی‌های انگلیسی
۱

inform

آگاهى دادن، مستحضر داشتن، آگاه کردن، گفتن، اطلاع دادن، چغلى کردن، آگاه ساختن، مطلع کردن