فرهنگ آریانپور
خاییدن
#۷۸٬۶۸۰
gnaw
خاییدن، گاز گرفتن، کندن (با گاز یا دندان)، تحلیل رفتن، فرسودن، مانند موش جویدن، سائیدن
chew
جویدن، خاییدن، تفکر کردن
grind
(past: ground ; past participle: ground) ـ کوبیدن، عمل خرد کردن یا آسیاب کردن، سایش، کار یکنواخت، آسیاب کردن، خرد کردن، تیز کردن، سائیدن، اذیت کردن، آسیاب شدن، سخت کار کردن
munch
جویدن، چیزهاى جویدنى، ملچ ملوچ کردن
masticate
چاوش کردن، جویدن، نرم کردن، خمیر کردن، بزاقى کردن