فرهنگ آریان‌پور

خانواده

#۷۸٬۵۸۴

معنی‌های انگلیسی
۱

household

خانواده، (مجازى) صمیمى، اهل بیت، مستخدمین خانه، خانگى

۲

ilk

تیره، خانواده، نوع، جور، گونه، دسته، طبقه

۳

clan

خاندان، خانواده، طایفه، قبیله، دسته

۴

gens

(در روم و یونان قدیم) خانواده، تیره، خاندان، طایفه، قبیله، دسته

۵

family

خاندان، خانواده، فامیلى

۶

menage

مدیریت، مسئولیت، خانه دارى، خانواده

۷

nation

ملت، قوم، امت، خانواده، طایفه، کشور

۸

home

خانه، منزل، مرزوبوم، میهن، وطن، اقامت گاه، شهر، بخانه برگشتن، خانه دادن (به)، به طرف خانه

۹

house

خانه، سراى، منزل، جایگاه، جا، خاندان، برج، اهل خانه، اهل بیت، جادادن، منزل دادن، پناه دادن، منزل گزیدن، خانه نشین شدن house ـ (42)

۱۰

stock

ذخیره، حاضر، موجود، دم دست، درانبار، آماده، موجودى کالا، کنده، تنه، ته ساقه، قنداق تفنگ، پایه، دسته ریشه، نیا، سرمایه، مواشى، پیوندگیر، موجودى، مایه، سهام، به موجودى افزودن انبار کردن، ذخیره کردن

۱۱

kindred

خویش، خویشاوند، قوم و خویشى، وابستگى