فرهنگ آریانپور
خانواده
#۷۸٬۵۸۴
household
خانواده، (مجازى) صمیمى، اهل بیت، مستخدمین خانه، خانگى
ilk
تیره، خانواده، نوع، جور، گونه، دسته، طبقه
clan
خاندان، خانواده، طایفه، قبیله، دسته
gens
(در روم و یونان قدیم) خانواده، تیره، خاندان، طایفه، قبیله، دسته
family
خاندان، خانواده، فامیلى
menage
مدیریت، مسئولیت، خانه دارى، خانواده
nation
ملت، قوم، امت، خانواده، طایفه، کشور
home
خانه، منزل، مرزوبوم، میهن، وطن، اقامت گاه، شهر، بخانه برگشتن، خانه دادن (به)، به طرف خانه
house
خانه، سراى، منزل، جایگاه، جا، خاندان، برج، اهل خانه، اهل بیت، جادادن، منزل دادن، پناه دادن، منزل گزیدن، خانه نشین شدن house ـ (42)
stock
ذخیره، حاضر، موجود، دم دست، درانبار، آماده، موجودى کالا، کنده، تنه، ته ساقه، قنداق تفنگ، پایه، دسته ریشه، نیا، سرمایه، مواشى، پیوندگیر، موجودى، مایه، سهام، به موجودى افزودن انبار کردن، ذخیره کردن
kindred
خویش، خویشاوند، قوم و خویشى، وابستگى