فرهنگ آریان‌پور

خانه‌ خانه‌ کردن

#۷۸٬۴۹۷

معنی‌های انگلیسی
۱

check

مقابله، مقابله کردن، بررسى، بررسى کردن، جلوگیرى کردن از، ممانعت کردن، سرزنش کردن، رسیدگى کردن، تطبیق کردن، نشان گذاردن، چک بانک check ـ (48)

۲

partition

جزء بندى کردن، افراز، تیغه، دیواره، وسیله یا اسباب تفکیک، حد فاصل، آپارتمان، تقسیم به بخش هاى جزء کردن، تفکیک کردن، جدا کردن

۳

pigeonhole

خانه قفسه، طبقه، طبقه بندى کردن