فرهنگ آریان‌پور

خانه

#۷۸٬۴۱۱

معنی‌های انگلیسی
۱

house

خانه، سراى، منزل، جایگاه، جا، خاندان، برج، اهل خانه، اهل بیت، جادادن، منزل دادن، پناه دادن، منزل گزیدن، خانه نشین شدن house ـ (42)

۲

home

خانه، منزل، مرزوبوم، میهن، وطن، اقامت گاه، شهر، بخانه برگشتن، خانه دادن (به)، به طرف خانه

۳

lares

خانه

۴

lar

(روم قدیم) نام یکى از ارواح حافظ خانه، خانه

۵

room

اتاق، خانه، جا، فضا، محل، موقع، مجال، مسکن گزیدن، منزل دادن به، وسیع تر کردن

۶

lodge

منزل، جا، خانه، کلبه، شعبه فراماسون ها، انبار، منزل دادن، پذیرایى کردن، گذاشتن، تسلیم کردن، قرار دادن، منزل کردن، بیتوته کردن، تفویض کردن، خیمه زدن، به لانه پناه بردن

۷

shack

کلبه، خانه، خانه کوچک و سردستى ساخته شده، کاشانه، زیستن

۸

socket

پریز، بوشن، حفره، جا، خانه، کاسه، گوده، حدقه، جاى شمع (در شمعدان)، سرپیچ، کاسه چشم، در حدقه یا سرپیچ قرار دادن

۹

domicil

اقامتگاه، محل اقامت، مقر، خانه، مسکن، مسکن دادن

۱۰

housing

تهیه جا، خانه ها (به طور کلى)، مسکن، خانه سازى

۱۱

domicile

اقامتگاه، محل اقامت، مقر، خانه، مسکن، مسکن دادن

۱۲

quarterage

قسط سه ماهه، مزد سه ماهه، خانه، جا

۱۳

abode

(past: abided, abode ; past participle: abided, abode) ـ ایستادگى کردن، پایدار ماندن، ماندن، ساکن شدن، منزل کردن، ایستادن، منتظر شدن، وفا کردن، تاب آوردن

۱۴

hearth

اجاق، آتشدان، کف منقل، (مجازى) منزل، سکوى اجاق، کوره کشتى

۱۵

dwelling

(past: dwelt, dwelled ; past participle: dwelt, dwelled) ـ ساکن بودن، اقامت گزیدن

۱۶

habitation

سکونت، اسکان، سکنى، مستعمره، مسکن، منزل