فرهنگ آریان‌پور

خاموشی

#۷۸٬۳۲۷

معنی‌های انگلیسی
۱

mum

مادر، خاموشى، سکوت، شخص خاموش، ساکت بودن

۲

still

آرام، خاموش، ساکت، بى حرکت، راکد، همیشه، هنوز، باز هم، هنوزهم معذلک آرام کردن، ساکت کردن، خاموش شدن، دستگاه تقطیر، عرق گرفتن از، سکوت، خاموشى

۳

curfew

مقررات حکومت نظامى و خاموشى در ساعت معین شب blackout

۴

silence

خموشى، خاموشى، سکوت، آرامش، فروگذارى، ساکت کردن، آرام کردن، خاموش شدن

۵

puniness

ریزگى، کوچک اندامى، ضعف، خاموشى، تازه کارى جوانى، کوچکى

۶

reticence

(reticency =) ـ خاموشى، سکوت، کم گویى

۷

reticency

(reticence =) ـ خاموشى، سکوت، کم گویى

۸

quiescence

خموشى، سکون، بى حرکتى، خاموشى، جزم

۹

taciturnity

کم حرفى، خاموشى، سکوت، آرامش

۱۰

black out

خاموش شدن چراغ ها، خاموشى شهر (در حمله هوایى)، خاموشى، قطع کامل برق

۱۱

stall

جاى ایستادن اسب در طویله، آخور، غرفه، دکه چوبى کوچک، بساط، صندلى، لژ، جایگاه ویژه، به آخور بستن، از حرکت بازداشتن، ماندن، ممانعت کردن، قصور ورزیدن، دور سر گرداندن، طفره، طفره زدن stall برق‌

۱۲

outage

قطع، قطع برق، سوراخ، راه خروج، زمان قطع برق، مدت

۱۳

extinction

اطفاء، خاموش سازى، اعدام، انهدام، انقراض