فرهنگ آریان‌پور

خاموش‌ کردن

#۷۸٬۳۰۶

معنی‌های انگلیسی
۱

extinguish

خاموش کردن، خفه کردن، فرو نشاندن، کشتن، منقرض کردن

۲

muffle

چیزى که صدا را از بین ببرد، صدا خفه کن، پیچیدن، دم دهان کسى را گرفتن، چشم بستن، خاموش کردن، ساکت کردن

۳

silence

خموشى، خاموشى، سکوت، آرامش، فروگذارى، ساکت کردن، آرام کردن، خاموش شدن

۴

squelch

صداى چلپ چلوپ پوتین در زمین گل آلود، خرد کردن، له کردن، سرکوبى

۵

suppress

موقوف کردن، توقیف کردن، فرو نشاندن، خواباندن، پایمال کردن، مانع شدن، تحت فشار قرار دادن، منکوب کردن