فرهنگ آریان‌پور

خاموش کردن

#۷۸٬۳۰۵

معنی‌های انگلیسی
۱

hush

خاموش کردن، آرامش دادن، مخفى نگاه داشتن، آرام شدن، صدا در نیاوردن، ساکت، آرام، خموش، باغبانى

۲

extinguish

خاموش کردن، خفه کردن، فرو نشاندن، کشتن، منقرض کردن

۳

out

خارج، بیرون از، خارج از، افشا شده، آشکار، بیرون، خارج از حدود، حذف شده، راه حل، اخراج کردن، اخراج شدن، قطع کردن، کشتن، خاموش کردن، رفتن، ظاهر شدن، فاش شدن، بیرونى out ـ (99)

۴

dumb

زبان بسته، لال، گنگ، بى صدا، کند ذهن، بى معنى، لال کردن، خاموش کردن

۵

snub

پهن و کوتاه، کلفت و کوتاه، سرزنش، منع، جلوگیرى، سرزنش کردن، نوک کسى را چیدن (داراى بینى) سربالا، خاموش کردن (سیگار) ـ

۶

muffle

چیزى که صدا را از بین ببرد، صدا خفه کن، پیچیدن، دم دهان کسى را گرفتن، چشم بستن، خاموش کردن، ساکت کردن

۷

quench

فرو نشاندن، دفع کردن، خاموش کردن، اطفا

۸

stanch

وفادار، پایدار، دو آتشه، بند آوردن، جلو خونریزى را گرفتن، خاموش کردن، ساکت شدن، ساکن شدن، فرو نشاندن

۹

stifle

خفه کردن، خاموش کردن، فرو نشاندن

۱۰

smolder

(smoulder =) ـ سوختن و دود کردن، بى آتش سوختن، خاموش کردن، خفه کردن

۱۱

smother

خفه کردن، در دل نگاه داشتن، خفه شدن، خاموش کردن

۱۲

smoulder

(smolder =) ـ سوختن و دود کردن، بى آتش سوختن، خاموش کردن، خفه کردن

۱۳

suffocate

خفه کردن، خاموش کردن

۱۴

put out

تقلا کردن، منتشر ساختن، ایجاد کردن، تهیه کردن، آشفته کردن، رنجاندن، برانگیختن، از ساحل عازم شدن، خاموش کردن