فرهنگ آریان‌پور

خامه

#۷۸٬۲۶۵

معنی‌های انگلیسی
۱

pen

قلم، کلک، شیوه نگارش، خامه، نوشتن، آغل، حیوانات آغل، خانه ییلاقى، نگاشتن، بستن، درحبس انداختن

۲

style

سبک، شیوه، روش، خامه، سبک نگارش، سلیقه، سبک متداول، قلم، میله، متداول شدن، معمول کردن، مد کردن، نامیدن clotted cream

۳

sleave silk

ابریشم خام، خامه، ابریشم نتابیده

۴

cream

سرشیر، کرم، هر چیزى شبیه سرشیر، زبده، کرم رنگ، سرشیر بستن

۵

fiber

(fibre =) ـ رشته، تار، نخ، بافت، لیف (الیاف)، فیبر

۶

fibre

(fiber =) ـ رشته، تار، نخ، بافت، لیف (الیاف)، فیبر sour cream

۷

frosting

ژاله، شبنم منجمد، شبنم، سرماریزه، گچک، برفک، سرمازدن، سرمازده کردن، از شبنم یا برف ریزه پوشیده شدن frost