فرهنگ آریان‌پور

خام دست

#۷۸٬۲۴۴

معنی‌های انگلیسی
۱

gauche

خام دست، چپ دست، ناشى، کج، مایل

۲

jackleg

خام دست، تازه کار، ناشى، نادرست، موقتى، دم دست

۳

unfledged

خام دست، پر در نیاورده، کاملاً رشد نکرده، نابالغ، نارسا

۴

clumsy

بدترکیب، زمخت، خام دست، ناآزموده

۵

debutant

نوازنده یا ناطقى که براى نخستین بار در جلو عموم ظاهر مى شود، دخترى که براى اولین مرتبه در جامعه وارد مى شود، تازه کار، خام دست

۶

unskilled

(unskillful =) ـ خام دست، غیر متخصص، بى تجربه، بى مهارت

۷

unskillful

(unskilled =) ـ خام دست، غیر متخصص، بى تجربه، بى مهارت green tumb

۸

heavy handed

سنگین دست، خام دست، بى مهارت، زشت

۹

raw

نارس، کال، خام، نپخته، بى تجربه، جریحه دار، سرد، جریحه دار کردن

۱۰

novice

تازه کار، نو آموز، مبتدى، جدیدالایمان، آدم ناشى، نوچه

۱۱

unripe

نگد، نارس، کال، نابالغ، نرسیده، پیش رس، زودرس unseasoned

۱۲

greenhorn

نوچه، آدم تازه کار، مبتدى، آدم خام یا ناشى

۱۳

maladroit

بى مهارت، ناشى، بى دست و پا، ناهنجار، زشت