فرهنگ آریان‌پور

خالی‌ کردن باطری و خازن

#۷۸٬۲۲۳

معنی‌های انگلیسی
۱

discharge

تخلیه، خالى کردن، در کردن (گلوله)، مرخص کردن، اداء کردن، ترشح کردن، انفصال، ترشح، بده