فرهنگ آریان‌پور

خالی کردن

#۷۸٬۲۱۰

معنی‌های انگلیسی
۱

unload

خالى کردن، تخلیه کردن، بار خالى کردن

۲

lade

بار کردن، بارگیرى کردن، خالى کردن، با ملاقه خالى کردن

۳

vent

باد خور گذاردن براى، بیرون ریختن، بیرون دادن، خالى کردن، مخرج، منفذ، دریچه

۴

empty

تهى، خالى، پوچ، خالى کردن، تهى شدن

۵

purge

پاکسازى کردن، پاک کردن، تهى کردن، خالى کردن، زدودن، تنقیه کردن، تطهیر کردن، تبرئه کردن، تطهیر، پالایش، سرشاخه زنى، مسهل، کارکن، تصفیه حزب یا دولت از عناصر نادلخواه

۶

assoil

(ریاضى) اصل تغییر نکردنى، مجموع یا حاصل ضرب، بخشیدن، تبرئه کردن، مغفرت کردن، روسفید کردن، آزاد کردن، مرخص کردن، حل کردن، رفع کردن، رد کردن، تکذیب کردن، پاک کردن، خالى کردن، تقاص پس دادن

۷

hollow

پوک، میان تهى، گود افتاده، گود شده، تهى، پوچ، بى حقیقت، غیر صمیمى، کاواک، خالى کردن

۸

vacate

تعطیل کردن، خالى کردن، تهى کردن، تخلیه کردن

۹

deplete

تهى کردن، خالى کردن، به ته رسانیدن

۱۰

aspirate

حلقى، از حلق اداء کردن، با نفس تلفظ کردن، خالى کردن، بیرون کشیدن (گاز یا بخار از ظرفى)، حرف H اول کلمه اى را به طور حلقى تلفظ کردن

۱۱

disgorge

استفراغ کردن، خالى کردن، ریختن

۱۲

evacuate

تهى کردن، خالى کردن، تخلیه مزاج کردن، ترک کردن، محروم کردن

۱۳

discharge

تخلیه، خالى کردن، در کردن (گلوله)، مرخص کردن، اداء کردن، ترشح کردن، انفصال، ترشح، بده

۱۴

eviscerate

روده یا چشم و غیره را در آوردن، شکم دریدن، (مجازى) تهى کردن، خالى کردن، نیروى چیزى را گرفتن