فرهنگ آریانپور
خالی
#۷۸٬۱۸۱
vacant
خالى، اشغال نشده، بى متصدى، بلاتصدى، بیکار
arid
خشک، بایر، لم یزرع، خالى، بیمزه، بیروح، بى لطافت
leer
جنبه، قیافه، رنگ قیافه، منظر، نگاه کج، نگاه چپ، نگاه دزدکى، از گوشه چشم نگاه کردن، نگاه کج کردن، خالى، تهى، مجوف
mere
دریا، آب راکد، مرداب، محض، خالى، تنها، انحصارى، فقط واژه هاى شامل
blank
فاصله یاجاى سفید و خالى، جاى ننوشته، سفیدى، ورقه سفید، ورقه پوچ، فاصله، نانوشته، سفید
empty
تهى، خالى، پوچ، خالى کردن، تهى شدن
devoid
تهى، عارى، خالى از (معمولاً با of)
vacuous
تهى، خالى، بى مفهوم، پوچ، کم عقل، بى معنى
forspent
فرسوده، خالى، تهى
indigent
تهیدست، تهى، خالى، تنگدست
destitute
بینوا، بیچاره، خالى، نیازمند
unoccupied
اشغال نشده، خالى، بدون مستاجر
null
پوچ، تهى، ملغى، باطل، بلااثر، صفر
bare
به طور عریان، با اشکال
inane
تهى، بى مغز، پوچ، چرند، فضاى نامحدود، احمق
barren
نازا، عقیم، لم یزرع، بى ثمر، بى حاصل، تهى، سترون