فرهنگ آریان‌پور

خالچه

#۷۸٬۱۴۷

معنی‌های انگلیسی
۱

dot

نقطه، خال، لکه، نقطه دار کردن

۲

point

نقطه، ممیز، اشاره کردن، نوک، سر، نکته، ماده، اصل، موضوع، جهت، درجه، امتیاز بازى، نمره درس، پوان، هدف، مسیر، مرحله، قله، پایان، تیز کردن، گوشه دار کردن، نوکدار کردن، نوک گذاشتن (به)، خاطر نشان کردن، نشان دادن، متوجه ساختن، نقطه گذارى کردن

۳

speck

لک، نقطه، خال، لکه یا خال میوه، ذره، لکه دار کردن، خالدار کردن

۴

tittle

ذره، خرده، نقطه، همزه

۵

flyspeck

فضله مگس، ذره، چیز جزیى و بى اهمیت، داراى لکه مگس کردن