فرهنگ آریان‌پور

خال دار

#۷۸٬۱۱۰

معنی‌های انگلیسی
۱

speckled

خال دار، لکه دار، لک دار

۲

brindled

(brindle =) ـ خط دار، راه راه، خال دار

۳

spotted

خالدار، خالخال، خال مخالى، نقطه نقطه، لکدار، لک زده