فرهنگ آریانپور
خاکی
#۷۸٬۰۶۷
khaki
خاکى رنگ، لباس نظامى
earthy
خاکى، خاک مانند، زمینى، دنیوى
earthen
خاکى، گلى، سفالى، مادى، جسمانى
earthly
خاکى، زمینى
edaphic
خاکى، تحت تاثیر خاک (autochthonous)
dun
رنگ قهوه اى کمرنگ، سمند، خاکى، اسب کهر، سماجت کردن، آزار دادن
dusty
گرد و خاکى
mundane
این جهانى، دنیوى، خاکى
earthborn
خاک زاد، خاکى، فانى، پست
folksy
خوش مشرب، دوستانه، خودمانى رنگ
ground
(past: ground ; past participle: ground) ـ کوبیدن، عمل خرد کردن یا آسیاب کردن، سایش، کار یکنواخت، آسیاب کردن، خرد کردن، تیز کردن، سائیدن، اذیت کردن، آسیاب شدن، سخت کار کردن
humble
زبون، فروتن، متواضع، محقر، پست، بدون ارتفاع، پست کردن، فروتنى کردن، شکسته نفسى کردن
mortal
فانى، فناپذیر، از بین رونده، مردنى، مرگ آور، مهلک، مرگبار، کشنده، خونین، مخرب، انسان
planetary
وابسته به سیاره، ستاره اى، نجومى، جهانى
earthbound
درخاک ریشه دوانده، متوجه به سوى زمین