فرهنگ آریان‌پور

خاکه

#۷۸٬۰۵۹

معنی‌های انگلیسی
۱

dust

خاک، گرد و خاک، غبار، خاکه، ذره، گردگیرى کردن، ریختن، پاشیدن (مثل گرد)، تراب

۲

fines

جریمه، تاوان، غرامت، جریمه کردن، جریمه گرفتن از، صاف کردن، کوچک کردن، صاف شدن، رقیق شدن، خوب، فاخر، نازک، عالى، لطیف، نرم، ریز، شگرف fine

۳

cinder

زغال نیم سوز، خاکستر، خاکستر کردن

۴

powder

پودر، پودر صورت، گرد، باروت، دینامیت، پودر زدن به، گرد زدن به، گرد مالیدن به صورت گرد درآوردن

۵

refuse

سرباز زدن، رد کردن، نپذیرفتن، قبول نکردن، مضایقه تفاله کردن، فضولات، آشغال، آدم بیکاره