فرهنگ آریانپور
خاکستر
#۷۸٬۰۲۲
sinter
خاکستر، ته مانده و زوائد ذوب آهن، رسوب، بستن و سخت شدن، مواد متحجر شده دردهانه چشمه آب گرم
ash
(گیاه شناسى) درخت زبان گنجشک (fraxinus)، (در جمع) خاکستر، خاکستر افشاندن یا ریختن، بقایاى جسد انسان پس از مرگ
slag
تفاله، کف، چرک، درده، خاکستر، گداز آتشفشانى، فلز نیم سوخته، مزخرف، آشغال، تفاله گرفتن از ashes
cinder
زغال نیم سوز، خاکستر، خاکستر کردن
cinders
زغال نیم سوز، خاکستر، خاکستر کردن