فرهنگ آریان‌پور

خاکروبه

#۷۷٬۹۹۸

معنی‌های انگلیسی
۱

ross

پوست درخت، (مجازى) خاکروبه، تفاله، پوست کندن

۲

trash

آشغال، مهمل، خاکروبه، زوائد گیاهان، به صورت آشغال در آوردن

۳

rummage

جستجو، تحقیق، کاوش، بازرس کشتى، اغتشاش، آشفتگى، خاکروبه، کاویدن، زیر و رو کردن، به هم زدن، خوب گشتن

۴

debris

خرده، باقى مانده، آثار مخروبه، آشغال روى هم ریخته، آوار

۵

rubbish

بى ارزش، آشغال، زباله، چیز پست و بى ارزش sweepings