فرهنگ آریان‌پور

خارش

#۷۷٬۷۰۱

معنی‌های انگلیسی
۱

itch

خارش، جرب، خارش کردن، خاریدن

۲

scabies

خارش، جرب، گال

۳

pruritus

خارش (Itching)، حکه

۴

scall

جرب، خارش، کچلى، سعفه، کثیف، پست

۵

prurience

(pruriency =) ـ خارش، حکه، هرزگى

۶

pruriency

(prurience =) ـ خارش، حکه، هرزگى

۷

urticaria

(urticarial =) ـ (پزشکى) خارش، سوزش، کهیر، بدن خارش

۸

urticarial

(urticaria =) ـ (پزشکى) خارش، سوزش، کهیر، بدن خارش

۹

pricking

خراش سوزن، نقطه، زخم به قدر سرسوزن، جزء کوچک چیزى، هدف، منظور، نقطه نت موسیقى، چیز خراش دهنده (مثل نوک سوزن)، خار، تیغ، نیش، سیخونک، آلت ذکور، راست، شق، خلیدن، با چیز نوک تیز فرو کردن، خراش دادن، با سیخونک به حرکت واداشتن، تحریک کردن، آزردن