فرهنگ آریانپور
خارش
#۷۷٬۷۰۱
itch
خارش، جرب، خارش کردن، خاریدن
scabies
خارش، جرب، گال
pruritus
خارش (Itching)، حکه
scall
جرب، خارش، کچلى، سعفه، کثیف، پست
prurience
(pruriency =) ـ خارش، حکه، هرزگى
pruriency
(prurience =) ـ خارش، حکه، هرزگى
urticaria
(urticarial =) ـ (پزشکى) خارش، سوزش، کهیر، بدن خارش
urticarial
(urticaria =) ـ (پزشکى) خارش، سوزش، کهیر، بدن خارش
pricking
خراش سوزن، نقطه، زخم به قدر سرسوزن، جزء کوچک چیزى، هدف، منظور، نقطه نت موسیقى، چیز خراش دهنده (مثل نوک سوزن)، خار، تیغ، نیش، سیخونک، آلت ذکور، راست، شق، خلیدن، با چیز نوک تیز فرو کردن، خراش دادن، با سیخونک به حرکت واداشتن، تحریک کردن، آزردن