فرهنگ آریان‌پور

خاردار کردن

#۷۷٬۶۸۹

معنی‌های انگلیسی
۱

barb

خار، پیکان، نوک، ریش، خاردار کردن، پیکاندار کردن

۲

porcupine

(جانور شناسى) جوجه تیغى، خارپشت کوهى، تشى، خاردار کردن، خراشاندن