فرهنگ آریان‌پور

خار

#۷۷٬۵۰۵

معنی‌های انگلیسی
۱

barb

خار، پیکان، نوک، ریش، خاردار کردن، پیکاندار کردن

۲

burr

خار، پوست زبر و خاردار میوه، گره، برآمدگى، غلیظ تلفظ کردن، حرف r را اداء کردن، پره یا دندانه دار کردن، بامته سوراخ کردن

۳

bur

(burr =) ـ خار، تیغ

۴

jag

دندانه، کنگره، نوک، برآمدگى تیز، بریدگى، خار، سیخونک، سیخک، دندانه دار کردن، کنگره دار کردن، چاک زدن، ناهموار بریدن

۵

burl

گره پشم یا پارچه، کورک، گره چوب، خار

۶

goad

سیخک، سیخ، خار، مهمیز، انگیزه، تحریک کردن، آزردن، سک، سک زدن

۷

prick

خراش سوزن، نقطه، زخم به قدر سرسوزن، جزء کوچک چیزى، هدف، منظور، نقطه نت موسیقى، چیز خراش دهنده (مثل نوک سوزن)، خار، تیغ، نیش، سیخونک، آلت ذکور، راست، شق، خلیدن، با چیز نوک تیز فرو کردن، خراش دادن، با سیخونک به حرکت واداشتن، تحریک کردن، آزردن

۸

teasel

(teazle , teazel =) ـ (گیاه شناسى) بوته خار، خارخسک، شانه چوپان، خار، ماشین خارزنى، خارزدن، شانه زدن (به پرز پارچه و غیره)

۹

teazel

(teasel , teazle =) ـ (گیاه شناسى) بوته خار، خارخسک، شانه چوپان، خار، ماشین خارزنى، خارزدن، شانه زدن (به پرز پارچه و غیره)

۱۰

teazle

(teasel , teazel =) ـ (گیاه شناسى) بوته خار، خارخسک، شانه چوپان، خار، ماشین خارزنى، خارزدن، شانه زدن (به پرز پارچه و غیره)

۱۱

acicula

(گیاه شناسى، جانور شناسى) سوزنچه، خار، تیغ

۱۲

bramble

(گیاه شناسى) بوته، خار، خاربن، تمشک جنگلى

۱۳

prickle

خراش کوچک، خار، خارتیغ، خارنوک تیز، تیر کشیدن، نیش، سک زدن

۱۴

spicula

(spicule =) ـ خار، سیخک، شاخک حساس نوک تیز، سنبله

۱۵

spicule

(spicula =) ـ خار، سیخک، شاخک حساس نوک تیز، سنبله

۱۶

thistle

(گیاه شناسى) خار، بوته خار، شوک، باد آور، شوک مبارک، تاتارى واژه هاى شامل

۱۷

glochidium

(گیاه شناسى) موها یا کرک هاى نوک تیز، خار، (جانور شناسى) نوزاد نوعى صدف دو کپه اى