فرهنگ آریانپور
خاتمه
#۷۷٬۴۶۶
expiry
خاتمه، انقضاء
closure
خاتمه، راى کفایت مذاکرات، عمل محصور شدن، دریچه، درب بطرى و غیره، دربستن، بستار، بسته شدن
end
پایان، انتها، آخر، خاتمه، فرجام، سر، نوک، طرف، به پایان رساندن، تمام کردن، خاتمه دادن، خاتمه یافتن
ending
پایان، انتها، آخر، خاتمه، فرجام، سر، نوک، طرف، به پایان رساندن، تمام کردن، خاتمه دادن، خاتمه یافتن end
sequel
پى آیند، دنباله، عقبه، نتیجه، پایان، انجام، خاتمه
expiration
انقضا، سپرى شدن، خاتمه، بازدم، دم برآوردن
termination
پایان، پایان یابى، پایان دهى، خاتمه، انتها، فسخ، ختم
close
به دقت
finis
پایان
kibosh
چرند، (لاف) بیهوده
windup
عمل بستن، پایان
completion
اتمام، تکمیل
tail end
قسمت انتهایى، قسمت نهایى، انتها، دنباله