فرهنگ آریان‌پور

خاتمه

#۷۷٬۴۶۶

معنی‌های انگلیسی
۱

expiry

خاتمه، انقضاء

۲

closure

خاتمه، راى کفایت مذاکرات، عمل محصور شدن، دریچه، درب بطرى و غیره، دربستن، بستار، بسته شدن

۳

end

پایان، انتها، آخر، خاتمه، فرجام، سر، نوک، طرف، به پایان رساندن، تمام کردن، خاتمه دادن، خاتمه یافتن

۴

ending

پایان، انتها، آخر، خاتمه، فرجام، سر، نوک، طرف، به پایان رساندن، تمام کردن، خاتمه دادن، خاتمه یافتن end

۵

sequel

پى آیند، دنباله، عقبه، نتیجه، پایان، انجام، خاتمه

۶

expiration

انقضا، سپرى شدن، خاتمه، بازدم، دم برآوردن

۷

termination

پایان، پایان یابى، پایان دهى، خاتمه، انتها، فسخ، ختم

۸

close

به دقت

۹

finis

پایان

۱۰

kibosh

چرند، (لاف) بیهوده

۱۱

windup

عمل بستن، پایان

۱۲

completion

اتمام، تکمیل

۱۳

tail end

قسمت انتهایى، قسمت نهایى، انتها، دنباله