فرهنگ آریانپور
حیوانی
#۷۷٬۴۴۱
brutish
حیوانى، پست، بى شعور، درشت، خشن، ددمنش
animal
جانور، حیوان، حیوانى، جانورى، مربوط به روح و جان یا اراده، حس و حرکت
organic
عضوى، ساختمانى، موثر در ساختمان اندام، اندام دار، اساسى، اصلى، ذاتى، بنیانى، حیوانى، آلى، وابسته به شیمى آلى، وابسته به موجود آلى
bestial
دامى، حیوانى، شبیه حیوان، جانور خوى
brute
جانورخوى، حیوان صفت، بى خرد، سبع، بى رحم، جانور، حیوان، (مجازى) آدم بى شعور و کودن یا شهوانى
zoological
وابسته به جانور شناسى، حیوان (به شوخى) ـ