فرهنگ آریان‌پور

حیله گر

#۷۷٬۳۴۵

معنی‌های انگلیسی
۱

artful

حیله گر، نیرنگ باز، ماهرانه، صنعتى، مصنوعى، استادانه

۲

crafty

حیله گر، با مهارت

۳

guileful

حیله گر، مزور

۴

cagy

(cagey =) ـ (زبان عامیانه) حیله گر، زیرک، کمرو

۵

apish

بوزینه صفت، نادان، حیله گر

۶

cagey

(cagy =) ـ (زبان عامیانه) حیله گر، زیرک، کمرو

۷

shifty

زرنگ، دست و پادار، با ابتکار، با تدبیر، حیله گر، فریب آمیز، متغیر، بى ثبات

۸

shrewd

زیرک، ناقلا، باهوش، حیله گر، موذى، زرنگ

۹

malefic

زیان آور، مضر، موذى، حیله گر، شریر

۱۰

shammer

شیاد، متقلب، حیله گر

۱۱

sleekit

نرم، حیله گر، فریبنده

۱۲

subtile

فرار، ظریف، محیل، مکار، حیله گر، زیرک

۱۳

captious

ایرادگیر، فریبنده، عیب جو، حیله گر، وسیع

۱۴

fraudulent

کلاه بردار، گول زن، حیله گر، فریب آمیز

۱۵

insinuating

زیرک، حیله گر، موذى، ریشخند کننده

۱۶

janus faced

دورو، حیله گر، آدم دورو، دغلباز

۱۷

designing

قصد کردن، تخصیص دادن، طرح کردن نقشه، طرح، طراحى، زمینه، تدبیر، قصد، خیال، مقصود design