فرهنگ آریان‌پور

حیله‌ گر

#۷۷٬۳۴۴

معنی‌های انگلیسی
۱

artful

حیله گر، نیرنگ باز، ماهرانه، صنعتى، مصنوعى، استادانه

۲

crafty

حیله گر، با مهارت

۳

fox

روباه، روباه بازى کردن، تزویر کردن، گیج کردن

۴

sly

ناقلا، آدم تودار، آدم آب زیرکاه، موذى، محیل، شیطنت آمیز، کنایه دار

۵

foxy

روباه صفت، حیله باز، حنایى، ترشیده

۶

slily

ناقلا، آدم تودار، آدم آب زیرکاه، موذى، محیل، شیطنت آمیز، کنایه دار

۷

catty

شبیه گربه، گربه صفت

۸

sharp

تیز، هشیار، دیز، نوک دار، تند، زننده، زیرک، تیز کردن

۹

slick

سطح صاف، سطح صیقلى، لیز، ساده، مطلق، ماهر، صاف، نرم، یک دست، نرم و صاف کردن، یکدست کردن، جذاب

۱۰

dodger

طفره رو، دور سرگردان، جاخالى کن

۱۱

devious

بى راهه، کج، غیر مستقیم، منحرف، گمراه

۱۲

designing

قصد کردن، تخصیص دادن، طرح کردن نقشه، طرح، طراحى، زمینه، تدبیر، قصد، خیال، مقصود design

۱۳

calculating

حساب کردن، برآورد کردن