فرهنگ آریان‌پور

حیله

#۷۷٬۳۳۱

معنی‌های انگلیسی
۱

ruse

حیله، نیرنک، مکر، خدعه

۲

guile

حیله، مکر، دستان و تزویر، تلبیس، روباه صفتى، خیانت، دورویى

۳

foul

ناپاک، پلید، شنیع، ملعون، غلط، نادرست، خلاف، طوفانى، حیله، جرزنى، بازى بى قاعده، ناپاک کردن، لکه دار کردن، گوریده کردن، چرک شدن، به هم خوردن، گیر کردن، نارو زدن (در بازى) ـ

۴

gaff

خنده بلند، قهقهه، قلاب یا نیزه خاردار ماهى گیرى، نیزه، چنگک، سیخک، شوخى فریبنده، حیله، آزمایش سخت، انتقاد، نفرین، تفریحگاه ارزان، پیرمرد پرحرف، گفتار بیهوده، فریاد، با صداى بلند خندیدن، قلابدار کردن، گول زدن، قماربازى کردن

۵

fraud

فریب، حیله، (حقوق) کلاه بردارى، تقلب، فن، گوش بر، شیاد

۶

deceit

فریب، حیله، خدعه

۷

humbug

فریب، حیله، گول، شوخى فریب آمیز، فریب دادن، بامبول زدن

۸

gimmick

اسبابى که در قمار بازى وسیله تقلب و بردن پول از دیگران شود، حیله، تدبیر

۹

evasion

طفره، گریز، تجاهل، بهانه، حیله، گریز زنى

۱۰

sleight

زبردستى، زرنگى، حیله، تردستى

۱۱

illusion

فریب، گول، حیله، خیال باطل، وهم

۱۲

strategy

رزم آرایى، استراتژى، فن تدابیر جنگى، فن لشکرکشى، حیله

۱۳

deception

نیرنگ، فریب، گول، حیله، فریب خوردگى، اغفال

۱۴

imposture

دورویى، غصب، طرارى، فریب، مکر، حیله

۱۵

legerdemain

تردستى، حقه بازى، حیله، شعبده

۱۶

monkeyshine

حقه، حیله، بامبول (prank)