فرهنگ آریان‌پور

حومه شهر

#۷۷٬۲۳۲

معنی‌های انگلیسی
۱

suburb

حومه شهر، برون شهر

۲

suburbia

حومه شهر، حومه نشینى

۳

skirt

دامن لباس، دامنه، دامنه کوه، حومه شهر، حوالى، دامن دوختن، دامن دار کردن، حاشیه گذاشتن به، از کنار چیزى رد شدن، دور زدن، احاطه کردن

۴

exurbia

منطقه وسیعى از نواحى خارج شهر، حومه شهر

۵

countryside

ییلاقات، حومه شهر