فرهنگ آریان‌پور

حوزه قضایی یک قاضی

#۷۷٬۱۸۳

معنی‌های انگلیسی
۱

circuit

(حقوق) حوزه قضایى یک قاضى، دور، دوره، گردش، جریان، حوزه، مدار، اتحادیه، کنفرانس، دورچیزى گشتن، درمدارى سفر کردن، احاطه کردن