فرهنگ آریان‌پور

حوزه

#۷۷٬۱۶۰

معنی‌های انگلیسی
۱

ambit

پیرامون، حدود، حوزه، وسعت، محوطه

۲

circle

دایره، محیط دایره، محفل، حوزه، قلمرو، دورزدن، مدور ساختن، دور (چیزى را) گرفتن، احاطه کردن

۳

domain

قلمرو، ملک، زمین، حوزه، دایره، املاک خالصه

۴

extent

وسعت، اندازه، فراخى، حد، مقدار، حوزه

۵

apanage

امتیازات و اموالى که به فرزند ارشد (شاهزاده) اختصاص داشت، ایالت، حوزه، درآمد اتفاقى، تابع، متعلفات، بخشش، وقف، (حقوق) مستمرى

۶

circuit

(حقوق) حوزه قضایى یک قاضى، دور، دوره، گردش، جریان، حوزه، مدار، اتحادیه، کنفرانس، دورچیزى گشتن، درمدارى سفر کردن، احاطه کردن

۷

compass

تدبیر کردن، نقشه کشیدن، اختراع کردن، دور زدن، مدار چیزى را کامل نمودن، با قطب نما تعیین کردن، جهت کردن، محصور کردن، محدود کردن، فهمیدن، درک کردن حدود و ثغور، حوزه، دایره، حیطه، گرد، مدور، پرگار، قطب نما

۸

precinct

حد، مرز، محوطه، بخش، حوزه، حدود

۹

appanage

(apanage =) ـ امتیازات و اموالى که به فرزند ارشد (شاهزاده) اختصاص داشت، ایالت، حوزه، درآمد اتفاقى، تابع، متعلفات، بخشش، وقف، (حقوق) مستمرى

۱۰

circuity

پیرامون، محیط، حوزه، غیر مستقیم، مدار حرکت

۱۱

district

بخش، ناحیه، حوزه، بلوک

۱۲

department

دایره، حوزه، اداره گروه آموزشى، قسمت، شعبه، بخش

۱۳

latitude

عرض جغرافیایى، آزادى عمل، وسعت، عمل، بى قیدى مجازی‌

۱۴

territory

سرزمین، خاک، خطه، زمین، ملک، کشور، قلمرو territory کلانتری‌ انتخابات‌