فرهنگ آریان‌پور

حوالی

#۷۷٬۱۴۳

معنی‌های انگلیسی
۱

skirt

دامن لباس، دامنه، دامنه کوه، حومه شهر، حوالى، دامن دوختن، دامن دار کردن، حاشیه گذاشتن به، از کنار چیزى رد شدن، دور زدن، احاطه کردن

۲

outskirt

دور از مرکز، حاشیه، مرز، حوالى، حومه

۳

about

در باره، گرداگرد، پیرامون، دور تا دور، در اطراف، نزدیک، قریب، در حدود، در باب، راجع به، در شرف، در صدد، با، نزد، در، بهر سو، تقریبا، بالاتر، (علوم نظامى) فرمان عقب گرد

۴

purlieus

دیدارگان، استراحتگاه، گردشگاه، مکان جا، حد، مرز

۵

periphery

جنب، پیرامون، (هندسه) پیرامون، دوره، محیط، حدود precincts