حواله
#۷۷٬۱۲۶
bill of exchange
حواله یا برات کتبى غیر مشروط
draft
(draught) ـ (انگلیس) آماده کردن، از بشکه ریختن، حواله، برات، برات کشى، طرح، مسوده، پیش نویس، (علوم نظامى) برگزینى، انتخاب، چرک نویس، طرح کردن
order
راسته، دسته، طبقه، زمره، صنف، آئین و مراسم، فرقه یا جماعت مذهبى، گروه خاصى، انجمن، دسته اجتماعى، سامان، نظم، انتظام، آرایش، رسم، آئین، مقام، مرتبه، سبک، طرز، مرحله، نوع، دستور، امر، درمان، امریه، فرمایش، حواله، برات دستور دادن، منظم کردن، سفارش دادن، تنظیم کردن، ترتیب، رتبه، سفارش، مرتب کردن
cheque
(check =) ـ حواله، برات، چک
assignment
گمارش، واگذارى، انتقال قانونى، حواله، تخصیص اسناد، تکلیف درسى و مشق شاگرد، وظیفه، ماموریت
transference
انتقال، واگذارى، نقل، تحویل، حواله، ورابرى
bill
صورت حساب، اسکناس، لایحه، نوک، منقار، نوعى شمشیر پهن، نوک به نوک هم زدن (چون کبوتران)، لایحه قانونى، قبض، برات، سند، (آمریکایى) اسکناس، صورت حساب دادن
warrant
سند عندالمطالبه، گواهى کردن، تضمین کردن، گواهى، حکم
remittance
فرستادن پول، پول، پرداخت، تادیه، وجه ارسالى