فرهنگ آریان‌پور

حمله کردن

#۷۷٬۰۲۴

معنی‌های انگلیسی
۱

assail

حمله کردن، هجوم آوردن بر

۲

pop

پراندن، پریدن، زدن، ضربت ناگهانى زدن، بى مقدمه آوردن، بى مقدمه فشار آوردن، حمله کردن، ترکاندن، با صدا ترکیدن، به رهن گذاردن، بسرعت عملى انجام دادن، انفجار، ترکیدن، مشروبات گاز دار

۳

souse

آب نمک، ترشى، در ترشى فرو بردن، با ترشى مخلوط کردن، غسل دادن، در آب غوطه ور شدن، ترشى انداختن، به طور کامل پوشاندن، حمله کردن، بسختى افتادن، آهار فروبرى، شستشو، مست، مست کردن یا شدن

۴

aggress

نزدیک شدن، نزدیک کردن، حمله کردن (به)، مبادرت کردن (به)

۵

impinge

تجاوز کردن، تخطى کردن، حمله کردن، خرد کردن، پرت کردن

۶

lay on

ضربه زدن، حمله کردن، یورش کردن، گستردن

۷

set on

تحریک کردن به، پیش رفتن، حمله کردن