حمله
#۷۶٬۹۷۱
onrush
حمله، پیشروى، یورش
foray
تاخت و تاز کردن، تهاجم، تاراج، چپاول، تهاجم کردن، بیغما بردن، چپاول کردن، حمله
onset
تاخت و تاز، حمله، هجوم، اصابت، وهله، شروع
access
دسترس، دسترسى، راه، تقریب، اجازه دخول، راه دسترس، مدخل، وسیله حصول، افزایش، الحاق، اضافه، (پزشکى) بروز مرض، حمله، اصابت، (حقوق) دسترسى یا مجال مقاربت، (در مسیحیت) تقرب به خدا، دست یابى
attack
آفند، تک، تکش، تاخت، حمله کردن بر، مبادرت کردن به، تاخت کردن، با گفتار و نوشتجات بدیگرى حمله کردن، حمله، تاخت و تاز، یورش، اصابت یا نزول ناخوشى
charge
تصدى، عهده دارى، حمله، اتهام، هزینه، وزن، مسئولیت، گماشتن، عهده دار کردن، زیربار کشیدن، متهم ساختن، مطالبه (بها)، پر کردن (باترى و تفنگ)، مورد حمایت، بار، مطالبه هزینه
inroad
تاخت و تاز، تهاجم، تعدى، هجوم، حمله، تکش
assault
یورش، حمله، تجاوز، حمله به مقدسات، اظهار عشق، تجاوز یا حمله کردن
offence
(offense =) ـ گناه، تقصیر، حمله، یورش، هجوم، اهانت، توهین، دلخورى، رنجش، تجاوز، قانون شکنى، بزه
offense
(offence =) ـ گناه، تقصیر، حمله، یورش، هجوم، اهانت، توهین، دلخورى، رنجش، تجاوز، قانون شکنى، بزه
paroxysm
(پزشکى) گهگیرى، حمله ناگهانى مرض، تشنج
epilepsy
(پزشکى) بیمارى صرع، غشى، حمله، بیهوشى، غش
hysteria
(پزشکى) تشنج، حمله، غش یا بیهوشى و حمله در زنان، هیجان زیاد، هیسترى، حمله عصبى
offensive
مهاجم، متجاوز، اهنانت آور، رنجاننده، کریه، زشت، یورش، حمله
onslaught
یورش، حمله
aggression
تجاوز، تخطى، تعرض، آغاز پرخاش، درازدستى، بنیاد جنه، حمله