فرهنگ آریان‌پور

حمله

#۷۶٬۹۷۱

معنی‌های انگلیسی
۱

onrush

حمله، پیشروى، یورش

۲

foray

تاخت و تاز کردن، تهاجم، تاراج، چپاول، تهاجم کردن، بیغما بردن، چپاول کردن، حمله

۳

onset

تاخت و تاز، حمله، هجوم، اصابت، وهله، شروع

۴

access

دسترس، دسترسى، راه، تقریب، اجازه دخول، راه دسترس، مدخل، وسیله حصول، افزایش، الحاق، اضافه، (پزشکى) بروز مرض، حمله، اصابت، (حقوق) دسترسى یا مجال مقاربت، (در مسیحیت) تقرب به خدا، دست یابى

۵

attack

آفند، تک، تکش، تاخت، حمله کردن بر، مبادرت کردن به، تاخت کردن، با گفتار و نوشتجات بدیگرى حمله کردن، حمله، تاخت و تاز، یورش، اصابت یا نزول ناخوشى

۶

charge

تصدى، عهده دارى، حمله، اتهام، هزینه، وزن، مسئولیت، گماشتن، عهده دار کردن، زیربار کشیدن، متهم ساختن، مطالبه (بها)، پر کردن (باترى و تفنگ)، مورد حمایت، بار، مطالبه هزینه

۷

inroad

تاخت و تاز، تهاجم، تعدى، هجوم، حمله، تکش

۸

assault

یورش، حمله، تجاوز، حمله به مقدسات، اظهار عشق، تجاوز یا حمله کردن

۹

offence

(offense =) ـ گناه، تقصیر، حمله، یورش، هجوم، اهانت، توهین، دلخورى، رنجش، تجاوز، قانون شکنى، بزه

۱۰

offense

(offence =) ـ گناه، تقصیر، حمله، یورش، هجوم، اهانت، توهین، دلخورى، رنجش، تجاوز، قانون شکنى، بزه

۱۱

paroxysm

(پزشکى) گهگیرى، حمله ناگهانى مرض، تشنج

۱۲

epilepsy

(پزشکى) بیمارى صرع، غشى، حمله، بیهوشى، غش

۱۳

hysteria

(پزشکى) تشنج، حمله، غش یا بیهوشى و حمله در زنان، هیجان زیاد، هیسترى، حمله عصبى

۱۴

offensive

مهاجم، متجاوز، اهنانت آور، رنجاننده، کریه، زشت، یورش، حمله

۱۵

onslaught

یورش، حمله

۱۶

aggression

تجاوز، تخطى، تعرض، آغاز پرخاش، درازدستى، بنیاد جنه، حمله