واژههای فارسی←حمل و نقل - متصدی -فرهنگ آریانپورحمل و نقل - متصدی -#۷۶٬۹۵۴شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱wagonerواگن چى، گاراژ دار، متصدى حمل و نقل۲common carrierگاراژ دار، متصدى حمل و نقل، حامل مشترکواژههای نزدیک در الفباحمل در زهدانمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیحمل ذغال سنگ - وسیله -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیحمل شده از راه دریامشاهده معنی و ترجمه انگلیسیحمل شده به وسیله ابمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیحمل قایق از یک دریاچه یا رود به دریاچه یا رود دیگرمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیحمل قایق بین دو دریاچهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر