فرهنگ آریان‌پور

حمل و نقل

#۷۶٬۹۵۲

معنی‌های انگلیسی
۱

haul

کشیدن، هل دادن، حمل کردن، کشش، همه ماهیهایى که در یک وهله به دام کشیده مى شوند، حمل و نقل

۲

haulage

کشش، پولى که راه آهن بابت حمل و نقل قطار هاى بیگانه در مسیر خود مى گیرد

۳

transport

ترابرى کردن، بردن، حمل کردن، نقل و انتقال دادن، نفى بلد کردن، از خود بى خود شدن، از جا در رفتن، بارکش، حمل و نقل، وسیله نقلیه، ترابرى، حامل

۴

transportation

ترابرى، حمل و نقل، بار کشى، تبعید، انتقال

۵

transit

عبور، گذر، راه عبور، حق العبور، عبور کردن

۶

carriage

کالسکه، نورد

۷

forwarding

جلو، پیش، به بعد، جلوى، گستاخ، جسور، فرستادن، رساندن، جلو انداختن، (فوتبال) بازى کن ردیف جلو، به جلو، ارسال کردن forward