فرهنگ آریانپور
حمل و نقل
#۷۶٬۹۵۲
haul
کشیدن، هل دادن، حمل کردن، کشش، همه ماهیهایى که در یک وهله به دام کشیده مى شوند، حمل و نقل
haulage
کشش، پولى که راه آهن بابت حمل و نقل قطار هاى بیگانه در مسیر خود مى گیرد
transport
ترابرى کردن، بردن، حمل کردن، نقل و انتقال دادن، نفى بلد کردن، از خود بى خود شدن، از جا در رفتن، بارکش، حمل و نقل، وسیله نقلیه، ترابرى، حامل
transportation
ترابرى، حمل و نقل، بار کشى، تبعید، انتقال
transit
عبور، گذر، راه عبور، حق العبور، عبور کردن
carriage
کالسکه، نورد
forwarding
جلو، پیش، به بعد، جلوى، گستاخ، جسور، فرستادن، رساندن، جلو انداختن، (فوتبال) بازى کن ردیف جلو، به جلو، ارسال کردن forward