حمل
#۷۶٬۹۰۸
shipment
حمل، محموله، کالاى حمل شده با کشتى
conveyance
حمل، واگذارى، انتقال، سند انتقال، وسیله نقلیه
consignment
حمل، ارسال، محموله، مرسوله
haul
کشیدن، هل دادن، حمل کردن، کشش، همه ماهیهایى که در یک وهله به دام کشیده مى شوند، حمل و نقل
Aries
(نجوم) برج حمل که به شکل قوچى تصویر مى شود منطق
bourse
کیسه، صرافى، مبادله، بورس، حمل، قیمت
deport
تبعید کردن، حمل، اخراج
address
درست کردن، مرتب کردن، متوجه ساختن، قراول رفتن، دستور دادن، اداره کردن، نظارت کردن، خطاب کردن، عنوان نوشتن، مخاطب ساختن، سخن گفتن عنوان، نام و نشان، سرنامه، نشانى، آدرس، خطاب، خطابه، نطق، عریضیه، طرزخطاب، برخورد، مهارت، حمل، ارسال، نشانى دادن address ـ (44)
portage
بردن، حمل، بار کشى، کرایه، ظرفیت کشتى
freight
کرایه، کرایه کشتى، بار، بار کشتى، باربرى، گرانبار کردن، حمل کردن، غنى ساختن
shipping
کشتى، جهاز، کشتى هوایى، هواپیما، با کشتى حمل کردن، فرستادن، سوار کشتى شدن، سفینه، ناو ship
draft
(draught) ـ (انگلیس) آماده کردن، از بشکه ریختن، حواله، برات، برات کشى، طرح، مسوده، پیش نویس، (علوم نظامى) برگزینى، انتخاب، چرک نویس، طرح کردن
transit
عبور، گذر، راه عبور، حق العبور، عبور کردن واژه هاى شامل
carriage
کالسکه، نورد
predication
اسناد، اطلاق، اظهار، اثبات، موعظه، اعلام