فرهنگ آریان‌پور

حمل

#۷۶٬۹۰۸

معنی‌های انگلیسی
۱

shipment

حمل، محموله، کالاى حمل شده با کشتى

۲

conveyance

حمل، واگذارى، انتقال، سند انتقال، وسیله نقلیه

۳

consignment

حمل، ارسال، محموله، مرسوله

۴

haul

کشیدن، هل دادن، حمل کردن، کشش، همه ماهیهایى که در یک وهله به دام کشیده مى شوند، حمل و نقل

۵

Aries

(نجوم) برج حمل که به شکل قوچى تصویر مى شود منطق‌

۶

bourse

کیسه، صرافى، مبادله، بورس، حمل، قیمت

۷

deport

تبعید کردن، حمل، اخراج

۸

address

درست کردن، مرتب کردن، متوجه ساختن، قراول رفتن، دستور دادن، اداره کردن، نظارت کردن، خطاب کردن، عنوان نوشتن، مخاطب ساختن، سخن گفتن عنوان، نام و نشان، سرنامه، نشانى، آدرس، خطاب، خطابه، نطق، عریضیه، طرزخطاب، برخورد، مهارت، حمل، ارسال، نشانى دادن address ـ (44)

۹

portage

بردن، حمل، بار کشى، کرایه، ظرفیت کشتى

۱۰

freight

کرایه، کرایه کشتى، بار، بار کشتى، باربرى، گرانبار کردن، حمل کردن، غنى ساختن

۱۱

shipping

کشتى، جهاز، کشتى هوایى، هواپیما، با کشتى حمل کردن، فرستادن، سوار کشتى شدن، سفینه، ناو ship

۱۲

draft

(draught) ـ (انگلیس) آماده کردن، از بشکه ریختن، حواله، برات، برات کشى، طرح، مسوده، پیش نویس، (علوم نظامى) برگزینى، انتخاب، چرک نویس، طرح کردن

۱۳

transit

عبور، گذر، راه عبور، حق العبور، عبور کردن واژه هاى شامل

۱۴

carriage

کالسکه، نورد

۱۵

predication

اسناد، اطلاق، اظهار، اثبات، موعظه، اعلام