فرهنگ آریان‌پور

حمایت کردن

#۷۶٬۸۸۴

معنی‌های انگلیسی
۱

aid

کمک، کمک کردن، مدد کار، یارى کردن، مساعدت کردن، پشتیبانى کردن، حمایت کردن، یارى، حمایت، همدست، بردست، یاور

۲

stead

مکان، جا، محل، دهکده، مقر، مسکن، مزرعه، عوض، به جاى، به عوض، جا دادن، گذاشتن، حمایت کردن، مفید بودن

۳

assert

دفاع کردن از، حمایت کردن، آزاد کردن، اظهار قطعى کردن، ادعا کردن، اثبات کردن

۴

defend

دفاع کردن از، حمایت کردن

۵

protect

حفاظت کردن، حمایت کردن، حراست کردن، نیکداشت کردن، نگهدارى کردن، حفظ کردن

۶

support

پشتیبانى، تکیه گاه، حمایت کردن، تایید کردن، تحمل کردن، متکفل بودن، نگاهدارى، تقویت، تائید، کمک، پشتیبان زیر برد، زیر برى، پشتیبانى کردن