فرهنگ آریان‌پور

حمایت‌ کردن

#۷۶٬۸۸۲

معنی‌های انگلیسی
۱

defend

دفاع کردن از، حمایت کردن

۲

uphold

(past: upheld ; past participle: upheld) ـ حمایت کردن از، تقویت کردن، تایید کردن

۳

support

پشتیبانى، تکیه گاه، حمایت کردن، تایید کردن، تحمل کردن، متکفل بودن، نگاهدارى، تقویت، تائید، کمک، پشتیبان زیر برد، زیر برى، پشتیبانى کردن

۴

root

(گیاه شناسى) ریشه، بن، اصل، (در جمع) اصول، بنیاد، بنیان، پایه، اساس، سرچشمه، زمینه، ریشه کن کردن، داد زدن، غریدن، از عددى ریشه گرفتن، ریشه دار کردن، ریشه

۵

stay

ماندن، توقف کردن، نگاه داشتن، بازداشتن، توقف، مکث، ایست، سکون، مانع، عصا، نقطه اتکاء، تکیه، مهار، حایل، توقفگاه

۶

shelter

پناهگاه، جان پناه، محافظت، حمایت، محافظت کردن، پناه دادن

۷

underpin

پى بندى کردن، پى سنگى درزیر دیوار قرار دادن، پشتیبانى یا تایید کردن

۸

underpinning

پى بندى کردن، پى سنگى درزیر دیوار قرار دادن، پشتیبانى یا تایید کردن