حمایت
#۷۶٬۸۷۲
patronage
حمایت، پشتیبانى، سرپرستى، قیمومت
vindication
حمایت، دفاع، اثبات بیگناهى، توجیه، خونخواهى
aid
کمک، کمک کردن، مدد کار، یارى کردن، مساعدت کردن، پشتیبانى کردن، حمایت کردن، یارى، حمایت، همدست، بردست، یاور
lee
سمت پناه دار، آن سوى کشتى که از باد در پناه است، بادپناه، حمایت
egis
(aegis =) ـ حفاظت، حمایت
shelter
پناهگاه، جان پناه، محافظت، حمایت، محافظت کردن، پناه دادن
support
پشتیبانى، تکیه گاه، حمایت کردن، تایید کردن، تحمل کردن، متکفل بودن، نگاهدارى، تقویت، تائید، کمک، پشتیبان زیر برد، زیر برى، پشتیبانى کردن
auspices
تطیر، تفال از روى پرواز مرغان، فال، شگون، (در جمع) سایه، حمایت، حسن توجه، توجهات
advocation
دفاع، حمایت
protection
حراست، حمایت، حفظ، نیکداشت، تامین نامه، حفاظت، محافظت
partisanship
طرفدارى، هواخواهى، غیرت کشى، حمایت، تعصب
aegis
سپر، پرتو، ظل
backing
عقب، پشت (بدن)، پس، عقبى، گذشته، پشتى، پشتى کنندگان، تکیه گاه، به عقب، درعقب، برگشت، پاداش، جبران، از عقب، پشت سر، بدهى پس افتاده، پشتى کردن، پشت انداختن، به عقب رفتن، به عقب بردن، برپشت چیزى قرار گرفتن، سوارشدن، پشت چیزى نوشتن، ظهرنویسى کردن back
defense
پدآفند، دفاع، دفاع کردن، استحکامات
advocacy
مدافعه، دفاع، وکالت
sanction
فرمان، فتواى کلیسایى، سوگند، تصویب، جواز، تائید رسمى، داراى مجوز قانونى دانستن، ضمانت اجرایى معین کردن، ضمانت اجرایى قانون