فرهنگ آریان‌پور

حلزونی

#۷۶٬۶۵۵

معنی‌های انگلیسی
۱

spiral

حلزونى، مارپیچ، مارپیچى، به شکل مارپیچ، به شکل مارپیچ درآوردن، به طور مارپیچ حرکت کردن

۲

helix

مارپیچ، (هندسه) منحنى حلزونى، پیچک

۳

helicoid

(جانور شناسى) به شکل پوسته حلزون، مارپیچ، حلزونى

۴

winding

(past: wound ; past participle: wound) ـ پیچیدن، کوک کردن، باد خورده کردن، در معرض باد گذاردن، از نفس انداختن، خسته کردن یا شدن، از نفس افتادن، پیچاندن، پیچ دان، کوک کردن (ساعت و غیره)، انحناء، انحنا یافتن، حلقه زدن، چرخاندن، باد، نفخ، نفس wind

۵

circular

دایره اى، مدور، بخشنامه، مستدیر، دایره وار

۶

labyrinthine

پر پیچ و خم، پر شکنج